حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

314

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

طغرل خطبه بخواند و از سر فتح اصفهان درگذشت . در اين ايّام ابراهيم ينال در مغرب ايران يعنى در كرمانشاهان بقلع‌وقمع اكراد و غزان عراقى مشغول بود و پس از سركوبى ايشان جميع اين نواحى را از چنگ آن طوايف و كاركنان ملك ابو كاليجار ديلمى بيرون آورد و ابو كاليجار از بيم آنكه مبادا ابراهيم ينال بعراق و خوزستان و فارس پيش راند با طغرل از در صلح درآمد و طغرل تقاضاى او را پذيرفت و در سال 439 ببرادر خود نوشت كه از تعرّض ببلاد ابو كاليجار خوددارى نمايد و براى آنكه صلح بين طرفين استوار گردد طغرل دختر ابو كاليجار را به عقد خود درآورد و دختر برادر خود داود يعنى خواهر الب ارسلان را هم بپسر ابو كاليجار بزوجيّت داد . در سال 441 طغرل بار ديگر از خراسان به قصد ايران مركزى و غربى حركت كرد چه از طرفى از قدرت روزافزون برادرش ابراهيم ينال كه علاوه بر ايران غربى بر بلاد الجزيره و ارمنيّه تا سرحدّات آسيائى دولت روم شرقى دست يافته و روميان را شكست داده بود وحشت داشت و از طرفى ديگر از رفتار منافقانهء ابو منصور كاكويه در اصفهان ناراضى بود . طغرل ابتدا ببرادر خود پيغام داد كه همدان و قلاع ايران غربى را كه در تصرّف دارد رها كند و چون ابراهيم زير بار نرفت و وزير خود را بتهمت اينكه او موجب اين اخلال شده كشت طغرل بهمدان شتافت ابراهيم مغلوب شد و بقلعه‌اى پناه برد ليكن هرچه كوشيد از عهدهء سلطان برنيامد و چاره‌اى جز تسليم نديد . طغرل او را باحترام پذيرفت و نزد خود نگاه داشت و در نتيجه جميع بلاد مغرب ايران و الجزيره اطاعت طغرل را گردن نهادند . پس از دفع فتنهء ابراهيم ينال طغرل متوجّه اصفهان شد و در محرّم سال 442 آنجا را در محاصره گرفت و يك سال تمام شهر را محصور داشت و ضمنا لشكرى نيز از آنجا به طرف فارس فرستاد . عاقبت در محرّم سال 443 طغرل اصفهان را مسخر ساخت و دولت ديالمهء كاكويه را از آنجا برانداخت و ابو منصور را بحكومت يزد و ابرقو فرستاد .